حقیقت و دروغ
روزي دروغ به حقيقت گفت : مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم.
حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند.
وقتی به ساحل رسیدند، حقيقت لباسهايش را در آورد .
دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد و رفت .
از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است.
اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان ميشود.
+ نوشته شده در شنبه ۹ شهریور ۱۳۹۲ ساعت 0:49 توسط مترجم
|