ما هم برگشتیم .. فصل ، فصل فرجه ها و امتحاناته و  دید و بازدید از وبلاگ و

 

دوستان کم تر.... امیدواریم این روزها هم بگذرد به طریقی....  چه برای ارشدی

 

هامون و جه برای محدود شمار کارشناسی ها...   

 

انتقادات تون رو به شدت پذیرایم چه در مورد قالب ،ساعت ، و .. وبلاگ و چه درمورد

 

مطالب وبلاگ . در ضمن در پایین  هر صفحه و قسمت آرشیو  می توانید به مطالب

 

قدیمی تر دسترسی پیدا بکنید... 

 

 

چند جمله ای در مورد امتحانات قرار می دهیم  امیدوراریم خستگی امتحاناتو کمی کم کنه و مورد پسند بشه....

 

 

 

 

 

 

توجه : امتحانات از آنچه در برنامه امتحانی می بینید به شما نزدیک ترند

 

 

 

 دوستان فرجه امتحانات رو با تعطیلات تابستان اشتباه نگیرید...

 

 

 

شب امتحان خوابگاه دخترا : صدای هق هق و گریه ...

 

شب امتحان خوابگاه پسرا ( ساعت 5 صبح ) : پدر سوخته تک حکم دست تو بود؟

 

 

 

اولین سوال دخترا در شروع ترم : استاد منابع امتحانی چیا هست ؟

  اولین سوال پسرا : استاد ، نه و نیم رو ده می دین ؟

 

 

 

چشام بسته ..جهانم، شکل خوابه ، سرابه، اضطرابه ، رو به روم ، دیوراری از غم ( مر گ تدریجی دانشجو در شب امتحان حین خواندن کتاب)

 

 

 

شیر یا خط دانشجویی :

اگه شیر اومد میخوابم !

اگر خط اومد فیلم میبینم !

اگه راست ایستاد درس میخونم

 

 

 

اینایی که سر جلسه امتحان جواب ها رو تو برگه درشت مینویسن اینا انسان های عادی نیستند اینها اولیاء الله هستن اینها عند ربهم یرزقون...

 

 

 

 تا حالا دقت کردین سر جلسه امتحان همه منتظرن یکی برگشو ببره تحویل بده تا بقیه برگشونو ببرن تحویل بدن؟

 

 

 

و سخن آخر

 

 

کاش امتحانی بشود

 

که بسنجد ما را

 

که بفهمند چه قدر

 

عاشق و آگاه و آدم شده ایم

 

....