آمدی که باشی و بچشی زیبایی های عشق را
و عاشق شوی
دل ببندی به کسی که برای تو آفرید عشق و زیبایی را
امیدت نورانی شد
با دل و جان دل باختی
و خواستی که باشی و بمانی
خوب و مهربان باشی،بزرگ وسخت باشی.....
برای او بمانی،نفس بکشی
زندگی کنی
در تنهاییت او را طلبیدی
و او آرام  و ومهربان تو را در آغوش محبت بی پایانش پذیرفت
تو پناه یافتی در پناه کسی که می دانی بسیار
دوستت می دارد
امید داشتی به او ،امیدوارترت کرد...
دل بستی به اوعاشق ترت کرد.....
دوست تو شد،همدم و همراز تو شد....
صبوری کردی ،آرزوی زیبای تو شد
بی قراری کردی، آرام و قرار تو شد
طلب کردی از او
بی نیاز شدی از همه ی همه ی همه....
اوست که برایت بهترین ها را می خواهد